بازتاب زیست‌بوم در آثار شعر شاعران معاصر/ طبیعت همواره بخشی از هویت انسان ایرانی بوده است

در گفت‌وگو با سهراب طاووسی حول محور «اندوه خاک»؛

0 65

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ سهراب طاووسی، پژوهشگر و منتقد ادبی در تازه‌ترین کتاب خود با عنوان «اندوه خاک» که به همت نشر آفتاب‌کاران به بازار کتاب آمده، به بررسی نقش محیط زیست در شعر شاعران معاصر، نظیر نیما یوشیج، احمد شاملو، فروغ فرخزاد، منوچهر آتشی و… پرداخته است.

این پژوهش برای طاووسی که پیش‌تر با ترجمه‌هایی همچون «آب شور» اثر چارلز سیمونز، «نقد ادبی مدرن و نظریه» نوشته م ا ر حبیب و اثر پژوهشی «آیین صورتگری؛ تاملی بر فرمالیسم و کاربرد آن در شعر معاصر ایران» آشنا شده‌ایم، از یک دغدغه طبیعی نشأت گرفته است. او که همچون بسیاری از اهالی جنوب، با آلودگی هوا و ریزگردها دست‌به‌گریبان بوده، دراین‌باره می‌گوید: «سنگ بنای نوشتن این كتاب یافتن پل ارتباطی بین نفس‌های مسیحا و علاقه من به شعر بود كه این پل را در بوم نقد یافتم.» در ادامه این گفت‌وگو را می‌خوانید.

کتاب «اندوه خاک» با هدف بررسی حقوق طبیعت در آثار ادبی و تاثیر طبیعت، اقلیم و … بر نوع نگاه و طرز نوشتن آثار ادبی نوشته شده است. در مقدمه کتاب آمده که «وقتی به تاریخ می‌نگریم، از همه‌چیز سخن به میان آمده است: از نژاد، رنگ پوست، جنسیت، فقر و … اما هیچ‌گاه از حقوق طبیعت سخنی به میان نیامده». چه شد که این سوژه را برای تحقیق، بررسی و پژوهش انتخاب کرده‌اید؟ از انگیزه نوشتن این کتاب و مدت زمانی که صرف نگارش آن شد، بگویید؟
راستش من متخصص ادبیات هستم. رشته دانشگاهی من ادبیات انگلیسی است؛ اما از كودكی ادبیات فارسی خواندم و درباره ادبیات معاصر فارسی كتاب و مقاله نوشته‌ام. اما چیزی كه باعث شد دست به نوشتن درباره محیط زیست شوم امری كاملا شخصی بود. پسرم، مسیحا، در حالتی آیرونیک با اسمش كه یادآور دم مسیحایی است، تنگی نفس دارد و در ریزگردهای خوزستان (من ساكن خوزستان هستم) دچار حمله‌های آسم می‌شود. سنگ بنای نوشتن این كتاب یافتن پل ارتباطی بین نفس‌های مسیحا و علاقه من به شعر بود كه این پل را در «بوم نقد» یافتم. رساله دكتری‌ام را هم روی رمان‌های برجسته ولادیمیر نابوكوف از دیدگاه بوم نقد كار كردم. بیش از سه سال مطالعه كردم و كم‌كم به جایی رسیدم كه در هر شعر و نوشته‌ای دنبال زیست‌بوم جانوری یا گیاهی می‌گشتم.

در ادبیات فولیک نمونه‌های بسیاری از ستایش زمین و طبیعت و حیوانات وجود دارد؛ افسانه‌ها، داستان‌ها، اشعار و حتی لالایی‌هایی در این حوزه داریم. اما در شعر معاصر کمتر به مقوله زمین، اقلیم و طبیعت پرداخته شده است. دلیل این مساله را چه می‌دانید؟
من مطالعه چندانی در ادبیات فولكلور ندارم و همیشه از این بابت احساس خسران می‌كنم چون می‌دانم كه گنجینه بزرگی از احساس و تجربیات انسانی را از دست داده‌ام. در عین حال در حد اشاره می‌توانم بگویم که ادبیات عامه چنان‌که از نامش پیداست با خود مردم سروکار دارد، یعنی با مردمی که در روزگار گذشته، کمابیش پیش از آغاز عصر صنعتی شدن ایران، با طبیعت دمخور بوده‌اند. طبیعی است که در لالایی‌ها و افسانه‌ها و متل‌ها نشان طبیعت پیداست. گاه شخصیت‌ها به عناصر طبیعت از جانور و گیاه گرفته تا سنگ دگردیسی می‌یابند. گاو، دایه فلان پسر یتیم می‌شود. اسب، یاور فلان شاهزاده می‌شود و نمونه‌های بسیار دیگر. به گمان من، همان‌طور که ارنست کاسیرر در کتاب فلسفه صورت‌های سمبلیک اشاره می‌کند، بشر اولیه از چهار ابزار برای سروری بر طبیعت یا کنترل آن استفاده می‌کرده است: اسطوره، شعر، موسیقی و دین. این سروری که ریشه در ترس از مرگ به دست طبیعت دارد، طبیعی است که خود را در اشعار فولکلور هم نشان دهد. اما درباره این‌كه چرا شعر معاصر كمتر به مساله اقلیم پرداخته چندان موافق نیستم. دست‌كم در همین كتاب نشان داده‌ام كه شاعران معاصر ما- حالا به هر روشی- از زیست‌بوم در شعر خود بهره گرفته‌اند. برخی مانند شاملو زیست‌بوم را برابر با انسان دانسته‌اند، برخی مانند نیما و اخوان از آن برای دغدغه‌های خود استفاده كرده‌اند، برخی هم مانند فروغ یا سهراب سپهری به آغوش آن پناه برده‌اند. حتی در شعر شاعران جدیدتر هم محیط زیست حضور دارد. زیست‌بوم جانوری و مخصوصا گیاهی قسمت مهمی از شعر سیدعلی صالحی است، شهر علی باباچاهی با دریا و زیست‌بوم جنوب گره خورده، طبیعت در شعر سیمین بهبهانی، هرمز علیپور، اكبر اكسیر، عباس عبادی، هوشنگ چالنگی، احمدرضا احمدی و … حضور انكارناپذیری دارد. می‌توان گفت كه طبیعت همواره -البته در شكل‌های مختلف- قسمتی از هویت انسان ایرانی بوده است.

چرا نظرتان را نمی نویسید؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مطمئن باشید که نظرات شما بسیار دقیق مطالعه خواهد شد و به آن پاسخ خواهیم داد.
هر نظری که برای ما می‌نویسید قوت قلبی برای ما خواهد بود.
از شما متشکریم که با نظراتتان به ما انرژی لازم برای ادامه کار را می دهید.